X
تبلیغات
سایت رسمی حسینیه بنی فاطمه (س)

سایت رسمی حسینیه بنی فاطمه (س)

شعر و مداحی ریبا

ومن ثبت نام کوی جانبازی شدم

بعد ازآن راهی سربازی شدم

نام من سرباز کوی عترت ا ست

دوره آموزشی ام هیئت است

پادگانم چادری وصله دار

عکس علی با ذوالفقار سر درش

نقش سردوشی من یا فاطمه است

قمقمه ام پر ز آب علقمه است

مرز بین کفر وحق یک لشکر است

بی پوتینم پا پرهنه بهتر است

اسم رمز حمله ام یاس علی است

افسر مافوقم عباس علی است

یا رقیه بهترین اسم شب است

هم دعای صبحگه یا زینب است

مدت سربازیم تا محشر است

بهتر است آریا تمدید گردد

گرچه من سربازم هیچ وساده ام

سر خوشم مهدی بود فرمانده ام

گرچه شد فرمانده ام غائب ولی

دلخوشم بر نائبش سید علی

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 14:5  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

بسم رب الحسین (ع)

بسم رب الحسین (ع) ...

این داغ حسین است بر خانه عالم

این خون حسین است بر پهنه عالم

این نور روانی که ز عرش تا به فرش است

اشک دردانه زهراست بر گونه عالم ...

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 14:50  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

سيد محمد حسين ميرحسيني

سيد محمد حسين ميرحسيني(امير)
تاريخ تولد20/10/57
متولد:شهر مقدس قم
آثار منتشر شده:مثنوي اشك.خاتون نيلوفري.قبيله عشق.روضه هاي آسماني.مرثيه عشق.زينب امام رضا.ضامن آهو.ناله هاي حيدري. بي بي بيحرم.مه جبين 1و2......

شعرهای زیر از این شاعر است .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:39  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

در چه می زنید دری وا نمی شود

  در چه می زنید دری وا نمی شود
من گشته ام نگرد که پیدا نمی شود
دریا دلم چگونه به یک قطره دل دهم
یک قطره آب مانده که دریا نمی شود
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:37  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

اونقدر بدم آقا کرب و بلات رام نمیدی

اونقدر بدم آقا کرب و بلات رام نمیدی

 

بسکه دورم از شما بین خوبات جام نمیدی

 

میشه یه خواهش کنم به گردنم قل بکنی

 

چند روزی که زنده ام منو تحمل بکنی

 

آره من همون بد ام آدم بی اصل وریشه

 

نمی یام تو حرمت حریم تو کثیف میشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:36  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

زینب س

درختی کاشت پیغمبر علی پیوند زد آنرا

حسینش گشت میراب و شد آ خر باغبان زینب

شریعت بود کشتی و محمد بود کشتی بان

 علی لنگر حسن مشعل حسین مه بادبان زینب

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:35  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

من شیعه ام

کاش ثانی ذره ای احساس داشت

احترام باغبان ویاس داشت

کاش زهرا پشت در تنها نبود

مادر سادات هم عباس داشت

       ***

من بی خیال حرمت مادر نمی شوم

باهر که غیر اوست برابر نمی شوم

ما راهمان ز دشمن مرتضی جداست

با دشمن  پليد برادر نمی شوم

        ***

این قدر مزن طعنه بر این احساسم

من پیرو مردانگی عباسم

بیهوده تلاش می کنی ای دشمن 

من غیرتیم به مادرم حساسم

        ***

 نام علی مرتضی ذکر مدام ماست

لعن سه خصم فاطمه در مرام ماست

ما رامحبت علی و آل او بس است

دشمن برو بمیر که حیدر امام ماست

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:35  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

خواهد آمد

چیزی از ما شدن نمی دانید

 ظاهرا مثل سنگ میمانید

زندگی تان پر از خرافه شده است

عشق از دستتان کلافه شده است

او که عاشق شدن گناهش بود

 مرگ تاوان اشتباهش بود

من به حافظ تفالی زده ام

من به آینده ها پلی زده ام

خواهد آمد کسی که در راه است

طرف صحبتش دل چاه است

به بیابان امید  خواهد داد

اقتداری به بید خواهد داد

سر کوچه چراغ خواهد زد

وسری هم به باغ خواهد زد

درصف اقتدا نخواهد ماند

او فرادا نماز خواهد خواند

 او که یک شب گریست خواهد رفت

آبرویی که نیست خواهد رفت

ازشما اعتراف خواهد خواست

که بگویید تازیانه کجاست

زود از فرصت استفاده کنید

روی خود نقشه ای پیاده کنید

شاید او از تبار باران شد

شاید از آمدن پشیمان شد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:34  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

خانه بی فاطمه س

خانه بی فاطمه س

 

اگر که آمده ای حال زار من جویی

نمانده است برایم نه های و نه هویی

ز بعد رفتن مادر میان مردم شهر

کسی نبود بیاید برای دلجویی

هزار راه نهفته میان دل دارم

نبرده جز منو زینب کس دگر بویی

اگر چه سن کمی داشت مادرم زهرا

دچار بود دو چشمش به درد کم سویی

دلیل آنکه به پیش پدر رخش می بست

نمانده بود برایش ز لطمه ها رویی

به وقت پخت نان او نفس نفس می زد

چگونه کار کند با چه دست و بازویی ؟

شبی سئوال نمودم ز مادرم آرام

چرا لباس تنت را شبانه می شویی ؟

به یادگار همین مانده است از مادر

لباس خونی و یک شانه ، رشتهء مویی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:33  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

مدینه بی فاطمه

مدینه بی فاطمه  ص

  

در شهر مهر و عاطفه پیدا نمی شود

یک تن چو من فدایی مولا نمی شود

هجر پدر غریبی شوهر فراغ طفل

مظلومتر ز فاطمه پیدا نمی شود

می خواستم که حق ترا گیرم از عدو

باور بکن علی بخدا تنها نمی شود

کارم گذشته از شفا وقت رفتن است

دیگر حریف زخم تن اسما نمی شود

برق آنچنان گرفت ز چشم عدوی تو

دیگر دو چشم همسرت بینا نمی شود

مجروح دست و قدِّ کمانی رُخم کبود

زهرا دگر برای تو زهرا نمی شود 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:31  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

۱)فاطمه ص

۱) فاطمه س

 

شور تب در پیکرم افتاده است

شور مستی در سرم افتاده است

حرف قلبم را هویدا می کنم

با خدای خویش نجوا می کنم

بارلها خسته ام از زندگی

معصیت هایم شده شرمندگی

خوب می دانم که من بد کرده ام

راه خوشبختیِ خود سد کرده ام

من ذلیلم بیش از این خوارم مکن

دوره گرد کوچه بازارم مکن

خود نمی دانم کجا رفتم بخواب

از چه بیدارم نکردی آفتاب

توبه کردم توبه کردم باراله

زندگی و عمرِ خود کردم تباه

باب لطفت را به رویم باز کن

با عزیزانت مرا دمساز کن

***

بعد از این نجوا خدای نیک و زشت

روی برگ کاغذین من نوشت

دوست داری مست و مجنونت کنم

تا ابد بر خویش مدیونت کنم

دوست داری همره جانان شوی

با خدای خویش هم پیمان شوی

می دهم با درد هایت خاتمه

آشنایت می کنم با فاطمه

فاطمه کار خدایی می کند

فاطمه مشکل گشایی می کند

هستی عالم بود از هست ِ او

جنتُّ و دوزخ بُود در دست او

ماسوا روزی خورد از خوان او

گردش چرخ است با فرمان او

***

او کلید قفل های بسته است

او امید هر دل بشکسته است

من به عشقش مصطفی را ساختم

گفت او پس مرتضی را ساختم

بهترین غمخوار و یاور دادمش

همسری را همچو حیدر دادمش

من به عشقش ساختم کوه و دمن

من عطا کردم به زهرایم حسن

داده ام او را عزیز عالمین

برترین مخلوق عالم را حسین

فاطمه بر عرض عالم کوکب است

مادر و آموزگار زینب است

علت ایجاد عالم فاطمه است

نقش روی قلب خاتم فاطمه است

فاطمه یعنی سرور اهل بیت

عزت و فخر و غرور اهل بیت

کردگار این جهان زهرایی است

او تمام دلخوشی حیدر است

او شهيد بین دیوار و در است

ای که هستی پر ز عصیان و گناه

هر چه می خواهی تو از زهرا بخواه

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386ساعت 3:28  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه کبری تسلیت باد

 

«يــَــا فـــَـاطــِــمـــَـةَ الــــزَّهــــرَاءِ(س)»


   **
يا
د آن روزي که آتــش **
                          ** مي کـشيـد از در زبـانه **

   ** بـال و پـر ميزد کـبـوتـر **
                          ** در مــيــان آشـــيـــانــه **

   ** بـا پـر و بـال شـکـسـته **
                          ** ديدمش درخون نشسته **

   ** من خجـالت مي کـشيدم **
                          ** اي خدا! با دسـت بـسته **

شهادت مظلومانه اولین شهیده راه ولایت، سبب پيدايش هستي، و علت خلقت انسان، و مادر کونين و اسطوره و الگوي زنان عالمين، دختر رسالت، همسر ولايت و مادر امامت، حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها) را به پیشگاه مقدس و منور منتقم پهلوی شکسته، حضرت مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان بی بی عالمین تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم. 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:28  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

السلام علیک یا بنت نسا’ عالمین

 

علامه مجلسى فرموده: سيدبن طاوس(عليه الرحمة) روايت كرده است كه هر كه حضرت فاطمه زهراء(سلام الله عليها) را زيارت كند به اين زيارت كه بگويد:


اَلــسَّــلامُ
عــَلـَيــْكِ يــا ســــَيّــِدَةَ
نـِسـاءِ العـالَمـيـن اَلـسَّـلامُ عَـلـَيْكِ
يا والِـدَةَ الْحُجُجِ عَلَى النّاسِ اَجْمَعينَ، اَلسَّلامُ
عَلَيْكِ اَيَّتُهَا الْمَظْلوُمَةُ الْمَمْنوُعَةُ حَقُّه،اَللّهـُمَّ صـَلِّ عَلى اَمَتِكَ
وَابـْنـَةِ نـَبـِيِّكَ وَ زَوْجـَةِ وَصـِىِّ نـَبـِيِّكَ صَلوةً
تَزْلفُه فَوْقَ زُلْفى عِبادِكَ الْمُكْرَمينَ
مِنْ اَهْلِ السَّمواتِ وَاَهْلِ
الارَضَـينَ



پس طلب آمرزش كند از خدا، حقّ تعالى گناهان او را بيامرزد و او را داخل بهشت كند. (۱)

***********************

شيخ صدوق فرموده: در معنى حديث نبوى(صلى الله عليه وآله وسلّم) كه به اميرالمؤمنين حضرت علي(عليه السّلام) فرمود:


 اِنَّ لَكَ كَنْزا فِى الْجَنَّةِ وَ اَنْتَ ذُوقَرْنَيْها

 

شنيدم كه از بعض مشايخ خود كه مى فرمود: اين گنجى كه پيغمبر(صلى الله عليه وآله وسلّم) فرموده به اميرالمؤمـنين(عليه السّلام) كه در بهشت دارد، اين همان، حضرت محسن(عليه السلام) است كه با فشار درِ خانه، به واسطه لگد عمربن الخطاب(لعنة الله عليه) سِقط شد.

 

       ** کـشـتـه شـد مـحـسـن(ع) و آنها که تـمـاشـا کـردند **
                                           **
سـنـد تـيــر بـه اصــغــر(ع) زدن، امــضـاء کـردنـد **

***********************

 ** از بــيـت آل طـاهـا(ص) آتـــش کــشــد زبـانــه **
                                             ** گــوئـي شــده قـــيـامـت بـر پـا درون خــانــه **

   ** برپاست شور محـشر از عـتـرت پـيـمبـر(ص)  **
                                             ** خـلــقـنـد مـات و مـبـهـوت از گـردش زمانـه **

   ** اهريمنان نمودند خون قلب مـصـطفي(ص) را **
                                             ** در مـنـظـر خـلايـق بـي جــرم و بــي بـهــانـه **

   ** در پــشــت در فــتــاده ام الائـــمـــه(س) از پـا **
                                             ** دارد فـغــان ز دشـمـن آن گـــوهــر يـگــانـه **

   ** زيـنـب(س) بـه نـاله گـويـد کـشـتـند مــادرم را **
                                             ** ايـن يک ز ضـرب سـيـلي آن يک ز تـازيانه **

   ** در خون فتاده زهرا(س) چون مرغ نيم بسمل **
                                             ** مـحـسـن(ع) فـتاده چـون گـل پر پر در آستانه **

   ** در پشت زانـوي غم پژمان نشسته حـيـدر(ع)  **
                                             ** مانده حـسـيـن مظـلوم(ع) حيران در آن ميانه **

   ** از نقش خون و ديوار پرسد ز حال زهرا(س)  **
                                             ** وز زخــم سـيـنـه گـيـرد از مــيــخ در نشـانه **

   ** دارد حــســن(ع) شـکـايـت از کـيـنـه مغيره(ل)  **
                                             ** ريـــزد ز ديـــدگـــانـــش يــاقـــوت دانـه دانـه **

   ** بـا پـهـلـوي شـکـسـته چون مـرغ بـال بسته **
                                             ** زهـرا(س) بـه خـون نـشسـته در کـنج آشيانه **

 

 

                                                                                                     

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 19:26  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

يا رب مرا به رحمت بى منتها ببخش

يا رب مرا به رحمت بى منتها ببخش
از خود عطا بياور واز من خطا ببخش
شد ننگم از چه مايه بد نامى بشر
يا رب مرا بفخر بشر مصطفى ببخش
ميخواند مصطفى بوجود على تورا
يا رب مرا بمرتبه مرتضى ببخش
زهرا حبيبه تو و بنت حبيب تو
يا رب مرا برتبه خيرالنساء ببخش
بعد از على بخلق حسن مقتدا بود
يا رب مرا بحرمت آن مقتدى ببخش
در كربلا حسين على تشنه شد شهيد
يا رب مرا به تشنه لب كربلا ببخش
دارند انبياء به برت قرب و منزلت
يا رب مرا بمنزلت انبياء ببخش
عصيان من اگر شده سَدِّ دعاى من
يا رب مرا بحالت اهل دعا ببخش
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 15:42  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

یاسقای کربلا. . .

.

مردي كه اهل خيمه را، سيراب مي‌خواست               

خود را از تاب تشنگي، بيتاب مي‌خواست

آمد سراغ شط، وليكن تشنه برگشت                       

مردي كه حتي خصم را، سيراب مي‌خواست

با مشك خالي، امتحان دجله مي‌كرد                       

دريا تماشا كن كه از شط، آب مي‌خواست!

دشمن از او مي‌خواست تا تسليم گردد                    

بيعت ز درياي شرف، مرداب مي‌خواست!

عمري چو او، در خدمت خفاش بودن                    

 اين را ، شب از خورشيد عالمتاب مي‌خواست!

در قحط آب، از دست خود هم دست مي‌شست        

 مردي كه باغ عشق را، شاداب مي‌خواست

ديشب كه شوري در دلم افكنده بودند                   

طبعم به سوگ عشق، شعري ناب مي‌خواست

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 21:38  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  | 

زیبا

پنجره زیباست اگر بگذارند

 

چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند

 

من از اضهار نظرهای دلم فهمیدم

 

عشق هم صاحب فتواست اگر بگذارند

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 16:35  توسط گروه نویسندگان حسینیه بنی فاطمه (س)  |